ترجمه "caricare" به فارسی
bâr kardan, kuk kardan, بار زدن بهترین ترجمه های "caricare" به فارسی هستند.
caricare
verb
دستور زبان
Assalire con impeto. [..]
-
bâr kardan
-
kuk kardan
-
بار زدن
verbRiempiere o rendere (eccessivamente) carico di significato.
Scommetto che in metà tempo riesco a caricare il doppio del ghiaccio di te.
شرط میبندم که تو بار زدن یخ ها سرعتم از تو خیلی بیشتره
-
ترجمه های کمتر
- بارگذاری
- بارگیری
- توده کردن
- حمله کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caricare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "caricare" با ترجمه به فارسی
-
دانشسرا
-
بار مفید
-
مقاومت کششی نهایی
-
كاريكا كاندامارسانسيس · کاریکا پوبسانس
-
بار مفید
-
بار نامه · بارنامه
-
پایستگی بار
-
kuk · اجازه نامه · اداره · بار · بجای · جا · خوابگاه کشتی · در عوض · محل · مزرعه · مسکن · پروانه · یادداشت مختصر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن