ترجمه "carico" به فارسی
bâr, por-bâr, seql بهترین ترجمه های "carico" به فارسی هستند.
carico
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Contenente la massima quantità possibile nello spazio disponibile. [..]
-
bâr
-
por-bâr
-
seql
-
ترجمه های کمتر
- بارگیری
- آکنده
- بار
- بار الکتریکی (مقاومت)
- بار کشتی
- حمل
- محموله دریایی
- پُر
- گرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carico " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "carico" با ترجمه به فارسی
-
دانشسرا
-
بار مفید
-
مقاومت کششی نهایی
-
كاريكا كاندامارسانسيس · کاریکا پوبسانس
-
بار مفید
-
بار نامه · بارنامه
-
پایستگی بار
-
kuk · اجازه نامه · اداره · بار · بجای · جا · خوابگاه کشتی · در عوض · محل · مزرعه · مسکن · پروانه · یادداشت مختصر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن