ترجمه "caso" به فارسی
مورد, ettefâq, moured بهترین ترجمه های "caso" به فارسی هستند.
caso
noun
masculine
دستور زبان
Una delle tante simili istanze o eventi che si studiano o comparano. [..]
-
مورد
nounIn entrambi i casi il cibo fu più che sufficiente per tutti.
در هر دو مورد، غذا بیش از آنچه مردم میتوانستند بخورند مهیا شد.
-
ettefâq
-
moured
-
ترجمه های کمتر
- اتفاق
- اتفاقی
- تصادف اتومبیل
- حادثه
- حالت
- حالت دستوری
- خطر
- خوشبختی
- خوکچه هندی
- سانحه
- شاهد
- شغل
- شیئی
- عارضه
- قضا وقدر
- لحظه
- مثال
- مثل
- مخاطره
- واقعه ناگوار
- وهله
- پیشامد
- کیس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "caso" با ترجمه به فارسی
-
ماجرای عجیب سگی در شب
-
آر.آ.پی.دی · دی.ان.آ چندریختی تقویتشده تصادفی
-
مطالعات موردی
-
دی.ان.آ چندریختی تقویتشده تصادفی
-
در صورت · در صورتی که
-
ettefâqan · ettefâqi · tasâdofan · اتفاقا
-
be-hic-vajh
-
موردپژوهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن