ترجمه "castrazione" به فارسی
اختهکردن, اخته, اخته کردن بهترین ترجمه های "castrazione" به فارسی هستند.
castrazione
noun
feminine
دستور زبان
-
اختهکردن
-
اخته
Rischi una lunga prigionia e forse la castrazione ciononostante il tuo pensiero e'rivolto a delle frivolezze.
تو يه حبس طولاني در پيش داري و شايد اخته شدن ،
-
اخته کردن
asportazione delle gonadi
piccoli vermi specializzati nella castrazione dei loro ospiti
کرمهای ریزی که تخصصشون در اخته کردن میزبانشون هست
-
ترجمه های کمتر
- اختهكردن
- اختهكردن جانوران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " castrazione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن