ترجمه "catalogo" به فارسی
کاتالوگ, kâtâlog, فهرست بهترین ترجمه های "catalogo" به فارسی هستند.
catalogo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
کاتالوگ
nounNel frattempo, Head mi tormenta per quel catalogo.
در ضمن باید ترتیب اون کاتالوگ رو تا حالا داده باشم
-
kâtâlog
-
فهرست
noun masculineE' un po' come andare a catalogare un pezzo di foresta.
آن کمی شبوه این است که یک تکه از جنگل انبوهی را فهرست کنیم.
-
ترجمه های کمتر
- کتاب فهرست
- کتابخانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " catalogo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Catalogo
-
کتابخانه
nounÈ una biblioteca della vita, ma al momento direi che non ne possediamo il catalogo.
این یک کتابخانه از گونه های زیستی است، اما باید گفت که فعلا فهرستی به صورت یک کتابچه از آن در دسترس نیست.
تصاویر با "catalogo"
عباراتی شبیه به "catalogo" با ترجمه به فارسی
-
کاتالوگ ستارهای
-
برگهدان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن