ترجمه "cellule" به فارسی

سلولها, سلولهاي پيكري, یاختهها بهترین ترجمه های "cellule" به فارسی هستند.

cellule noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلولها

    Tutto il respiro o tutta l’aria del mondo non possono ridare vita neppure a una cellula.

    در چنین صورتی، هر قدر هم به شخص تنفس مصنوعی بدهند حتّی یک سلول هم زنده نمیشود.

  • سلولهاي پيكري

  • یاختهها

    Oggi, conosciamo cose importanti sui tipi di cellule.

    ولی، چیزهای مهم بسیاری از انواع یاختهها میدانیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cellule " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cellule" با ترجمه به فارسی

  • سلولهاي هوهستهای · سلولهای یوکاریوتی · یاختههاي يوكاريوتي
  • اس.سي.پي (پروتئين تكسلولی)
  • اس.سي.پي · پروتئين باكتريايي · پروتئين قارچي · پروتئينهاي تكسلولي · پروتئينهاي ميكروبي · پروتئین تکسلولی
  • سلولهاي بي · سلولهاي تي · لنفوسيتهاي بي · لنفوسيتهاي تي · لنفوسیتها
  • سلولهاي بي · سلولهاي تي · لنفوسيتهاي بي · لنفوسيتهاي تي · لنفوسیتها
  • هسته · هسته سلول
  • گامت
  • یاختهٔ مخروطی
اضافه کردن

ترجمه های "cellule" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه