ترجمه "censura" به فارسی
سانسور, sânsur, انتقاد بهترین ترجمه های "censura" به فارسی هستند.
censura
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
سانسور
nouncontrollo sull'informazione per limitare la libertà di espressione
Io sono un testimone, e voglio che la mia testimonianza sia onesta e senza censure.
من شاهد هستم و میخواهم شهادتم صادقانه و سانسور نشده باشد.
-
sânsur
-
انتقاد
nounCosì nel XVII secolo Galileo fu censurato per aver scritto che la terra gira intorno al sole.
از اینرو، ستارهشناس قرن هفدهم، گالیله، به سبب نوشتن این مطلب که زمین گرد خورشید میچرخد، مورد انتقاد قرار گرفت.
-
ترجمه های کمتر
- سانسور عقاید
- سرزنش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " censura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Censura
-
سانسور
nounIo sono un testimone, e voglio che la mia testimonianza sia onesta e senza censure.
من شاهد هستم و میخواهم شهادتم صادقانه و سانسور نشده باشد.
عباراتی شبیه به "censura" با ترجمه به فارسی
-
داده سانسورشده
-
sânsur kardan · سانسور کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن