ترجمه "cereali" به فارسی
ghallât, حبوبات, غلات بهترین ترجمه های "cereali" به فارسی هستند.
cereali
noun
masculine
دستور زبان
-
ghallât
-
حبوبات
Hanno i tuoi cereali preferiti qui, li ho trovati.
اونا حبوبات مورد علاقه ي تورو دارن ، پيداش کردم.
-
غلات
piante erbacee con frutti da cui si può trarre farina
E le strade che portavano a Cheapside, che era il mercato principale, erano anche loro mercati di cereali.
و جادههای منتهی از آنها به چیپساید که بازار اصلی بود، همچنین بازارهای غلات بودند.
-
غلات دانه كوچك
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cereali " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cereali" با ترجمه به فارسی
-
غلات دانه كوچك (گياه)
-
اوفيوسفالوس گرامينيس · قارچ پاسوزه · ژئومانومیسس گرامینیس
-
فراوردههاي جانبی غلات · فراوردههای فرعی غلات
-
حليم · ذرتهاي پولكي · غلات صبحانه
-
ghallé · برشتوک
-
فراوردههای غلات · كيك برنج
-
گندمها
-
غلات دانه درشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن