ترجمه "cervello" به فارسی

مغز, maghz, مخ بهترین ترجمه های "cervello" به فارسی هستند.

cervello noun دستور زبان

Il complesso delle facoltà cognitive, perlopiù caratteristiche degli esseri umani, che permettono la coscienza, il pensiero, la percezione e il giudizio razionale.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغز

    noun

    از اندام های بدن

    E infatti, il cervello dei bambini sembra essere il più potente computer in grado di apprendere sulla terra.

    و در واقع مغز بچه بهنظر میرسه که قویترین کامپیوتر یادگیری روی زمین باشه.

  • maghz

  • مخ

    noun masculine

    Lascerai davvero che io faccia schizzare il cervello del vicedirettore Cooper su tutto il muro?

    واقعا میخوای من بزنم... مخ مامور " کوپر " رو بترکونم بریزه رو دیوار ؟

  • ترجمه های کمتر

    • mghz
    • احشا
    • اندیشمند
    • بصل النخاع
    • جگر به عنوان غذا
    • خرد
    • دماغ
    • روح
    • ريه به عنوان غذا
    • زبان به عنوان غذا
    • شكمبه به عنوان غذا
    • عقل
    • فراست
    • فهم
    • فکر بکر
    • فکور
    • قلب به عنوان غذا
    • كليه به عنوان غذا
    • متفکر
    • مخچه
    • مغز به عنوان غذا
    • هوش
    • هوشمندی
    • هيپوتالاموس
    • چليپاي بينايي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cervello " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cervello"

عباراتی شبیه به "cervello" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cervello" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه