ترجمه "cieco" به فارسی

نابینا, کور, kur بهترین ترجمه های "cieco" به فارسی هستند.

cieco adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نابینا

    adjective

    Helen Keller era sorda e cieca.

    هلن کلر ناشنوا و نابینا بود.

  • کور

    adjective

    Il suo occhio destro è cieco.

    چشم راست او کور است.

  • kur

    adjective masculine
  • ترجمه های کمتر

    • nâ-binâ
    • روده کور
    • ايلئوم
    • دوازدهه
    • راستروده
    • روده بزرگ
    • روده كور
    • روده كوچك
    • رودهها
    • سکوم
    • كولون
    • ژژونوم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cieco " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cieco"

عباراتی شبیه به "cieco" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cieco" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه