ترجمه "circolare" به فارسی
gerd, دایره, دایره وار بهترین ترجمه های "circolare" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Il circolo esterno mostra su quali esercizi si sono concentrati. ↔ دایره بیرونی نشان می دهد که آنها روی چه تمرینهایی متمرکز شده اند.
circolare
adjective
verb
noun
masculine
feminine
دستور زبان
Muoversi in cerchi. [..]
-
gerd
adjective -
دایره
adjective feminineIl circolo esterno mostra su quali esercizi si sono concentrati.
دایره بیرونی نشان می دهد که آنها روی چه تمرینهایی متمرکز شده اند.
-
دایره وار
adjective feminine -
مدور
adjective feminineParlami della stanza circolare bianca dove i vampiri incontrano il sole.
درباره ي يه اتاق سفيد مدور بگو که خون آشامها داخلش زير خورشيد ميرن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circolare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "circolare" با ترجمه به فارسی
-
سرمایه در گردش
-
محلول خاک
-
حلقه وین
-
دایره پنجمها
-
anjoman · bâshgâh · dâyeré · klub · kânun · انجمن · باشگاه · جرگه · دایره · دور · رسته · صنف
-
آییننامه · مقررات
-
قطاع دایره
-
اره گرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "circolare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Egli dimostra che l'affermazione "Dal Nilo all'Eufrate", in relazione alla bandiera, è una delle sette idee sbagliate popolari sugli ebrei le quali, pur non avendo alcun fondamento ed abbondanti prove contrarie, continuano purtuttavia a circolare in tutto il mondo arabo.
او اثبات میکند که «نیل تا فرات» و قضیه مربوط به پرچم اسراییل یکی از ۷ تصور غلط و افسانه در مورد یهودیان است که با وجود نبود شواهد و مدارک معتبر جهت اثبات آن هنوز در دنیای عرب ادامه دارد.
Attiva o disattiva la visualizzazione delle etichette circolari
زدن ضامن نمایش برچسب مدور
In "Notte stellata" le pennellate circolari creano un cielo notturno pieno di vortici di nubi e di mulinelli stellari.
در نقاشی "شب پر ستاره" ضربه های دایرهوار قلم مویش آسمان شب با ابرهای چرخشی و ستارههایی به شکل گردابهای کوچک را آفرید.
Circolare, cittadini.
شهروندان ، محوطه رو تخليه کنن
Movimenti regolari e circolari, figliolo.
آروم با حرکات دوار پسرم