ترجمه "cittadino" به فارسی
شهروند, shahrvand, tabaʼé بهترین ترجمه های "cittadino" به فارسی هستند.
cittadino
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
شهروند
noun masculineCome cittadini vi chiedo di non lasciare indietro i nostri figli.
بعنوان شهروند، من میخوام هیچ بچه ای رو پشت سر نذارید.
-
shahrvand
-
tabaʼé
-
ترجمه های کمتر
- تابع
- تبعه
- تبعه یک کشور
- رعیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cittadino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cittadino" با ترجمه به فارسی
-
جمعيت سالخورده · سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن · مسن
-
مشاركت شهروندي
-
شهروند کهکشان
-
رادیوی باند شهروندان
-
دروازه شهر
-
شهردار
-
پارک شهری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن