ترجمه "ciuco" به فارسی
خر, بلید, یک جور بازی بهترین ترجمه های "ciuco" به فارسی هستند.
ciuco
noun
masculine
دستور زبان
-
خر
nounHo dato un pugno alle torte e tutto a un tratto il mio ciuco era nel buco della tua ciambella.
اما وقتي خر به شيريني دست زد ، تنها چيزي که بعدش يادم مياد اينه که خر افتاد تو سوراخِ وافل
-
بلید
noun -
یک جور بازی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ciuco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن