ترجمه "cluster" به فارسی
خوشه (موزیک), مجموعه, گروه بهترین ترجمه های "cluster" به فارسی هستند.
cluster
Gruppo di computer collegati che funzionano insieme come se fossero un unico computer, per alta disponibilità e/o bilanciamento del carico.
-
خوشه (موزیک)
gruppo di note adiacenti diatoniche o cromatiche suonate simultaneamente
-
مجموعه
nounMa voglio portarvi a un cluster particolarmente importante per me, ed è l'ambiente.
اما مایلم شما را به مجموعه ای هدایت کنم که اهمیت خاصی برای من داره، و اون محیط زیست است.
-
گروه
nounHo impostato un cluster dell'FBI affinche'rintracciasse quel sistema.
من يه گروه کامپيوتري رو توي اف.بي.آي گذاشتم که روي اون امضا کار و تحقيق کنن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cluster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cluster" با ترجمه به فارسی
-
خوشه کپی تک
-
خوشه ژن
-
سرور صندوق پستی خوشه ای شده
-
تکرار مداوم خوشه
-
پردازش خوشهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن