ترجمه "coach" به فارسی

مدیر, مربی بهترین ترجمه های "coach" به فارسی هستند.

coach noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدیر

    noun
  • مربی

    noun

    Il coach pensa che possa esserci stato un abuso in passato.

    مربی فکرمی کنه ممکنه جاستین رو مورد آزار قرار داده باشن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coach " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "coach" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه