ترجمه "coach" به فارسی
مدیر, مربی بهترین ترجمه های "coach" به فارسی هستند.
coach
noun
masculine
دستور زبان
-
مدیر
noun -
مربی
nounIl coach pensa che possa esserci stato un abuso in passato.
مربی فکرمی کنه ممکنه جاستین رو مورد آزار قرار داده باشن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coach " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن