ترجمه "coagulare" به فارسی
دلمه شدن, لخته شدن بهترین ترجمه های "coagulare" به فارسی هستند.
coagulare
verb
دستور زبان
-
دلمه شدن
verb -
لخته شدن
verbAvevo delle calze strette per proteggere dalla formazione di coaguli di sangue.
جورابهای تنگی به پا داشتم تا جلوی لخته شدن خون را بگیرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coagulare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coagulare" با ترجمه به فارسی
-
انعقاد خون · فيبرينوليز · لختهشدگي خون
-
خون بسته · دلمه · دوراغ · علقه · لخته خون · لور · مایه ماست · کشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن