ترجمه "cognato" به فارسی

bâjenâq, باجناق, هیور بهترین ترجمه های "cognato" به فارسی هستند.

cognato noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • bâjenâq

  • باجناق

    fratello del/della consorte o consorte del fratello/della sorella

    Siamo cognati con delle mogli di alti principi morali.

    من باجناق هايي هستيم که زن هاي اشرافي دارند.

  • هیور

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cognato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "cognato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه