ترجمه "colorante" به فارسی
جوهر, رنگ آمیزی, ملوّن کننده بهترین ترجمه های "colorante" به فارسی هستند.
colorante
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
جوهر
nounsostanza in grado di conferire un particolare colore ad un determinato substrato
-
رنگ آمیزی
nounCerto, stavo impazientemente colorando il blocco di nero.
به راستی، من خیلی مشتاقانه مشغول رنگ آمیزی کردن با سیاه توی دفتر طراحیم بودم.
-
ملوّن کننده
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " colorante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "colorante" با ترجمه به فارسی
-
رنگها · رنگها (آلی) · رنگهاي آزو
-
رنگهای مشابه - رنگهای هم جوار
-
رنگبندی
-
رنگارنگ
-
rang kardan · rang zadan · رنگ کردن
-
سهرنگ: سفید
-
رنگ آمیزی · رنگهای خوراکی
-
چاپگر رنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن