ترجمه "combattere" به فارسی

جنگیدن, jangidan, mobârezé kardan بهترین ترجمه های "combattere" به فارسی هستند.

combattere verb دستور زبان

Lottare; cercare di ottenere la vittoria. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگیدن

    verb

    Non ero la lesbica militante pronta a combattere ogni bambina di quattro anni che entrasse nel bar.

    من یک لزبین خشن که آمادهی جنگیدن با بچههای چهار سالهی داخل کافه هست، نبودم.

  • jangidan

  • mobârezé kardan

  • ترجمه های کمتر

    • تلاش کردن
    • جنگ کردن
    • جنگیدن با
    • جهاد کردن
    • دعوا کردن
    • مبارزه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " combattere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "combattere"

عباراتی شبیه به "combattere" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "combattere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه