ترجمه "combustione" به فارسی
احتراق, سوخت بهترین ترجمه های "combustione" به فارسی هستند.
combustione
noun
feminine
دستور زبان
-
احتراق
Togliamo la valvola di combustione e la sostituiamo con dei dischi.
دريچه ي احتراق داغون شده ، با اين عوضش کرديم
-
سوخت
nounCome possono le polveri derivanti dalla combustione delle biomasse, che vedete nei punti rossi, interferire con le nubi e i modelli delle piogge?
چگونه افشانه های آلی حاصل سوخت زیست توده، که در نقاط قرمز می بینید، با ابرها و الگوهای بارشی تداخل دارند؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " combustione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "combustione" با ترجمه به فارسی
-
موتورهای درونسوز
-
درونسوز · موتور درونسوز
-
آتشگیری خودبهخودی انسان
-
سوختگاهها · سوختگاههاي بستر سيال · سوختگاههاي گردبادي · سيستمهاي احتراق · شعلهافکنها · كورههاي زبالهسوز
-
موتور برون سوز
-
سوختگاهها · سوختگاههاي بستر سيال · سوختگاههاي گردبادي · سيستمهاي احتراق · شعلهافکنها · كورههاي زبالهسوز
-
آتشگرفتن · بيشعلهسوختن · سوختن
-
محفظه احتراق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن