ترجمه "commessa" به فارسی

اجازه, حکم, حکمی بهترین ترجمه های "commessa" به فارسی هستند.

commessa adjective noun particle feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجازه

    noun

    Non le permettero'di commettere lo stesso errore che ho fatto io.

    من اجازه نميدوم که اونم اشتباهي رو که من مرتکب شدم تکرار کنه.

  • حکم

    noun

    Lui farà in modo che qualsiasi peccato commesso dai suoi servitori venga scoperto.

    آن حکم به هر مخفیگاهی نفوذ میکند تا هر گناهی را آشکار سازد.

  • حکمی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • فرمان
    • قانون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " commessa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "commessa" با ترجمه به فارسی

  • ertekâb · mortakeb shodan · بد انجامیدن · كردن · مرتکب شدن · مقصر بودن
  • forushandé · دستيار فروش · منشی · کارمند دفتری
اضافه کردن

ترجمه های "commessa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه