ترجمه "commozione" به فارسی
احساسات, صدمه, هیجانات بهترین ترجمه های "commozione" به فارسی هستند.
commozione
noun
feminine
دستور زبان
-
احساسات
nounLa commozione di Gesù quando risuscitò Lazzaro rifletteva l’intenso desiderio di annullare i danni causati dalla morte
احساسات رئوفانهٔ عیسی هنگام زنده کردن ایلعازر، اشتیاق شدید او را به خنثی کردن اثرات ویرانگر مرگ، منعکس کرد
-
صدمه
nounA sei anni hai avuto una commozione cerebrale, sulla giostra.
تو وقتي 6 سالت بود توي يه چرخ و فلک فنجاني صدمه ديدي
-
هیجانات
noun -
هیجانی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commozione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن