ترجمه "compensare" به فارسی
برابری کردن با, جبران كردن, جبران کردن بهترین ترجمه های "compensare" به فارسی هستند.
compensare
verb
دستور زبان
Stabilire una situazione di equilibrio.
-
برابری کردن با
verb -
جبران كردن
verbStabilire una situazione di equilibrio.
-
جبران کردن
verbLeri le cose non sono andate molto bene, e volevo compensare.
مي دوني ، ما ديروز شروع خوبي با همديگه نداشتيم و منم مي خواستم که جبران کرده باشم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compensare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compensare" با ترجمه به فارسی
-
تخته چندلا
-
تخته سهلایی
-
ajr · dastmozd · ghramt · jbran · mozd · ojrat · tavan · اجر · اجرت · حقوق · حقوق ماهیانه · دخل · درآمد · دسترنج · دستمزد · مزد · مواجب · پاداش · پردازانه · پول · کار مزد
-
تخته سهلایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن