ترجمه "competizione" به فارسی
رقابت, mosâbeqé, مسابقه بهترین ترجمه های "competizione" به فارسی هستند.
competizione
noun
feminine
دستور زبان
Gara a superare gli altri e vincere un premio o un riconoscimento.
-
رقابت
nounMa la democrazia non dovrebbe riguardare solo la competizione delle élite alle urne.
اما دموکراسی نباید تنها درباره گلچینهایی باشد که سر صندوق رای رقابت میکنند.
-
mosâbeqé
-
مسابقه
noun feminineE' davero un evento di ricerca racchiuso in un più eccitante evento di competizione.
این در حقیقت یک رخداد تحقیقاتی است که در قالب یک مسابقه مهیج درآمده است.
-
ترجمه های کمتر
- مشاجره
- همچشمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " competizione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "competizione" با ترجمه به فارسی
-
رقابت علف هرز · رقابت علف هرز زراعي · رقابت گیاهی
-
رقابت علف هرز · رقابت علف هرز زراعي · رقابت گیاهی
-
مسابقه
-
رقابت بينگونهاي · رقابت درونگونهاي · رقابت زیستی
-
رقابت جانوری
-
رقابت بينگونهاي · رقابت درونگونهاي · رقابت زیستی
-
رقابت علف هرز · رقابت علف هرز زراعي · رقابت گیاهی
-
رقابت بينگونهاي · رقابت درونگونهاي · رقابت زیستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن