ترجمه "comprova" به فارسی

اثبات, بازبینی, تحقق بهترین ترجمه های "comprova" به فارسی هستند.

comprova noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثبات

    noun

    Nessun’altra opera letteraria antica può contare su una simile mole di documenti antichi che ne comprovano il contenuto.

    هیچ کتاب کهنی برای اثبات گفتههایش چنین دریایی از مدرک و گواه قدیمی در اختیار ندارد.

  • بازبینی

    noun
  • تحقق

    noun

    L’adempimento delle profezie di Gesù sulla distruzione di Gerusalemme del 70 E.V. è comprovato dall’Arco di Tito a Roma

    تحقق نبوتهایی که عیسی در مورد نابودی اورشلیم در سال ۷۰ د. م.

  • تحقیق

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comprova " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "comprova" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "comprova" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه