ترجمه "conchiglia" به فارسی
صدف, sadaf, فنجان بهترین ترجمه های "conchiglia" به فارسی هستند.
conchiglia
noun
feminine
دستور زبان
Elemento decorativo che riproduce la forma a ventaglio di alcune conchiglie di mare.
-
صدف
nounHank, la mia casa aveva una conchiglia viola.
هنک ، خونه ي من صدف بنفش داشت!
-
sadaf
-
فنجان
nounE assicurati che ti dia una conchiglia.
راستي ببين ، يادت نره که بهت يه فنجان بده!
-
ترجمه های کمتر
- شنج
- صدفي شكل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conchiglia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Conchiglia
-
صدف
Hank, la mia casa aveva una conchiglia viola.
هنک ، خونه ي من صدف بنفش داشت!
تصاویر با "conchiglia"
عباراتی شبیه به "conchiglia" با ترجمه به فارسی
-
صدفهاي تزييني · صدفهای زینتی
-
بیضه بند · فتق بند
-
صدفهاي تزييني · صدفهای زینتی
-
بیضه بند · فتق بند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن