ترجمه "conciare" به فارسی
دباغی ترجمه "conciare" به فارسی است.
conciare
verb
دستور زبان
Trattare le pelli con acido tannico in modo da trasformarle in cuoio.
-
دباغی
verbSe la concia era più accurata potevano contenere anche olio o vino.
از مشکهایی که بهتر دباغی شده بودند برای نگهداری روغن و شراب نیز استفاده میشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conciare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conciare" با ترجمه به فارسی
-
خم · خمبه · خمره
-
حفاظت بذر · پوششدادن بذر
-
عصارههاي دباغي · عوامل دباغی
-
پوست خام
-
عصارههاي دباغي · عوامل دباغی
-
دباغی
-
سنگ بنا · سنگ ساختمانی
-
دباغی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن