ترجمه "concordato" به فارسی

movâfeqat-nâmé, عهد, عهد نامه بهترین ترجمه های "concordato" به فارسی هستند.

concordato adjective noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • movâfeqat-nâmé

  • عهد

    noun

    Quale “disposizione degna di fede” concordarono gli ebrei?

    به چه ‹عهد محکمی› یهودیان خود را مقید کردند؟

  • عهد نامه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • معاهده
    • موافقت نامه
    • میثاق
    • پیمان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " concordato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Concordato
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنکوردا

عباراتی شبیه به "concordato" با ترجمه به فارسی

  • movâfeqat kardan · tavâfoq kardan · دست انداختن · طنز گفتن · موافق بودن · هم رای بودن
اضافه کردن

ترجمه های "concordato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه