ترجمه "condensatore" به فارسی

خازن, انباره, ظرفیت خازنی بهترین ترجمه های "condensatore" به فارسی هستند.

condensatore noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خازن

    noun masculine

    componente elettrico

    Stockman dovrebbe essere tanto abile da riassemblare il condensatore d'arco.

    دکتر استیکمن باید بتونه خازن کمانی رو دوباره بازسازی کنه.

  • انباره

  • ظرفیت خازنی

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " condensatore " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Condensatore
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چگالنده

    scambiatore di calore

عباراتی شبیه به "condensatore" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "condensatore" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه