ترجمه "condizione" به فارسی
شرط, ahvâl, hâl بهترین ترجمه های "condizione" به فارسی هستند.
condizione
noun
feminine
دستور زبان
Stato logico che utilizza un rapporto condizionale. Può essere a volte vero o falso.
-
شرط
nounAccetto, ma solo a una condizione.
قبول میکنم، فقط با یک شرط.
-
ahvâl
-
hâl
-
ترجمه های کمتر
- moqeʼiyat
- shart
- جمله شرطی
- حال
- شان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " condizione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "condizione" با ترجمه به فارسی
-
امتيازدهي وضعیت بدني
-
شرایط مجوز
-
شرایط استفاده
-
شرایط اجتماعی
-
استاندارد دما و فشار
-
وضعیت بدون بیماری · وضعیت بدون بیماریزای اختصاصی
-
شرايط محيطي · فاکتورهای زیستمحیطی
-
آنوکسی · بیاکسیژنی · شرايط بياكسيژني · شرايط كماكسيژني · كماكسيژني · كمبود اكسيژن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن