ترجمه "conduttivo" به فارسی

برنده, رسانا بهترین ترجمه های "conduttivo" به فارسی هستند.

conduttivo adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنده

    adjective
  • رسانا

    adjective

    Ha un pezzo di metallo conduttivo di 7 cm che gli tiene insieme le costole.

    يه ميله ي 7 سانتي رسانا توي سينه شه که دنده ها رو به هم وصل کرده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conduttivo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "conduttivo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه