ترجمه "confine" به فارسی
مرز, hadd, marz بهترین ترجمه های "confine" به فارسی هستند.
confine
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
مرز
nounAl confine dovetti mostrare il mio passaporto.
در مرز باید گذرنامه ام را نشان می دادم.
-
hadd
-
marz
noun
-
ترجمه های کمتر
- sar-hadd
- سرحد
- تحدید حدود
- حد
- مرزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " confine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "confine"
عباراتی شبیه به "confine" با ترجمه به فارسی
-
مرز آبی
-
تجربه نزدیک به مرگ
-
كرانهاي ساحلي · کرانها
-
علوم حاشیهای
-
مرز · مرزی
-
كرانهاي ساحلي · کرانها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن