ترجمه "coniglio" به فارسی

خرگوش, khargush, ترسو بهترین ترجمه های "coniglio" به فارسی هستند.

coniglio noun masculine دستور زبان

Una persona che non ha coraggio. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرگوش

    noun

    gruppo di animali appartenente alla famiglia dei leporidi [..]

    Quella nuvola mi sembra un coniglio.

    آن ابر به نظر من مانند خرگوش است.

  • khargush

  • ترسو

    noun masculine

    Sono sempre stato un coniglio.

    من هميشه مثل مرغ ، ترسو بودم

  • ترجمه های کمتر

    • خرگوش کوچک
    • نامرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coniglio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Coniglio
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرگوش اروپایی

تصاویر با "coniglio"

عباراتی شبیه به "coniglio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coniglio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه