ترجمه "consacrato" به فارسی
اختصاصی, وقف شده بهترین ترجمه های "consacrato" به فارسی هستند.
consacrato
verb
masculine
دستور زبان
-
اختصاصی
adjective -
وقف شده
adjectiveLa sicurezza spirituale aumenta quando vi impegnate davvero, per i giusti motivi, a vivere una vita consacrata, a prescindere dalle vostre imperfezioni!
اعتماد روحانی افزایش می یابد وقتی شما براستی تلاش می کنید، تا علیرغم ناکامل بودن تان زندگی وقف شده ای داشته باشید!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consacrato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "consacrato" با ترجمه به فارسی
-
تقديس كردن · مقدس کردن · ویژه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن