ترجمه "conservazione" به فارسی
hefâzat, محافظت, بقا بهترین ترجمه های "conservazione" به فارسی هستند.
conservazione
noun
feminine
دستور زبان
La protezione di una risorsa naturale, di solito mediante gestione pianificata, per evitarne l'esaurimento o la distruzione.
-
hefâzat
-
محافظت
La Bibbia è l’ispirata Parola di Dio, e Geova è il principale artefice della sua conservazione.
کتاب مقدّس از طرف یَهُوَه خدا الهام شده است و اوست که از آن محافظت میکند.
-
بقا
noun feminineIn ciò l’uomo non è molto diverso dagli animali, i quali possiedono un forte istinto di conservazione.
البته، در این خصوص، تفاوت چندانی میان انسان و حیوان نیست، چرا که در حیوان نیز غریزهای قوی برای بقا وجود دارد.
-
ترجمه های کمتر
- تحمل
- حفاظت
- ذخيرهسازي محصولات زراعی
- ذخیرهسازی
- محافظت از غذا
- نگهداري غذا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conservazione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conservazione" با ترجمه به فارسی
-
حفاظت تخمکسلول
-
نگهداری الوار · نگهداری چوب
-
حفاظت از پلاسم زاینده · زادگيري حفاظتي
-
حفاظت حيات وحش · حفاظت طبیعت
-
حفاظت گوناگوني زيستي
-
پایستگی بار
-
كنترل باكتريايي (در انبار)
-
دوره حيات پسبرداشت · ذخيرهپذيري · عمر انباري · عمر گلداني · پايداري انباري · کیفیت نگهداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن