ترجمه "consistente" به فارسی

mohkam, sâbet, شایان بهترین ترجمه های "consistente" به فارسی هستند.

consistente adjective verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • mohkam

  • sâbet

  • شایان

    adjective
  • قابل توجه

    adjective

    Raven, temo tu abbia un danno consistente ai nervi della gamba sinistra.

    " ريون " از قرار معلوم آسيب قابل توجهي به عصب سمت چپ پات رسيده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " consistente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "consistente" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "consistente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه