ترجمه "consistente" به فارسی
mohkam, sâbet, شایان بهترین ترجمه های "consistente" به فارسی هستند.
consistente
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
mohkam
-
sâbet
-
شایان
adjective -
قابل توجه
adjectiveRaven, temo tu abbia un danno consistente ai nervi della gamba sinistra.
" ريون " از قرار معلوم آسيب قابل توجهي به عصب سمت چپ پات رسيده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consistente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "consistente" با ترجمه به فارسی
-
شامل بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن