ترجمه "consuetudine" به فارسی
عادت, حقوق عرفی, سررسید بهترین ترجمه های "consuetudine" به فارسی هستند.
consuetudine
noun
feminine
دستور زبان
-
عادت
noun feminineEra solo una consuetudine e una tradizione inscritta nelle rigide fatwa religiose e imposta alle donne.
بلکه تنها سنتها و عادتها بود که در فتواهای سخت مذهبی تقدیس میشود و بر زنان تحمیل میشود.
-
حقوق عرفی
noun -
سررسید
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- سود سرمایه
- عرف
- مدت
- معتاد به
- کاربرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consuetudine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Consuetudine
-
عرف
Questi si tramutarono in consuetudini, che ben presto divennero uno spietato tiranno”. — A History of the Jews.
این قید و بندها بوسیلهٔ عرف و سنتی که طولی نکشید بصورت حاکمی ستمگر و بیامان درآمد، تأیید شدند.»
اضافه کردن مثال
اضافه کردن