ترجمه "contadina" به فارسی
دهقان ترجمه "contadina" به فارسی است.
contadina
noun
adjective
feminine
دستور زبان
-
دهقان
noun feminineIl contadino lavora fino a lasciarci la pelle.
یك دهقان باید پوستش سر مزرعه كنده بشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contadina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contadina" با ترجمه به فارسی
-
dehâti · keshâvam dehqân · raʼiyat · دهقان · دهقانی · روستایی · سرپرست خانه
-
حزب کارگران و دهقانان نپال
-
کارگران خردهکشاورز
-
اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
-
خردهکشاورزان
-
dehâti · keshâvam dehqân · raʼiyat · دهقان · دهقانی · روستایی · سرپرست خانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن