ترجمه "contante" به فارسی
وجه نقد, صندوق پول, پول خرد بهترین ترجمه های "contante" به فارسی هستند.
contante
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
وجه نقد
Due uomini morti, tre milioni in contanti spariti, niente su Neski, e il tutto è molto pubblico.
دو نفر مرده اند ، سه ميليون وجه نقد از دست رفته, پرونده هاي نسکي مفقود شده,
-
صندوق پول
noun masculine -
پول خرد
noun masculine -
پول نقد
noun masculineUn hotel dove si paga in contanti, con accesso a internet.
هتل هايي که پول نقد ميگيرن و دسترسي اينترنتي دارن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contante" با ترجمه به فارسی
-
شمارش سلول · شمارش پرگنه · شمارش یاخته · فلوسیتومتری
-
حساب سود وزیان
-
hesâb-e jâri · حساب جاری
-
tasviyé
-
موجودی حساب
-
صورت حساب سود و زیان
-
شمارش ميكروارگانيسم
-
نقد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن