ترجمه "contendente" به فارسی

رقیب, طرف دعوی, مبارز بهترین ترجمه های "contendente" به فارسی هستند.

contendente adjective noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رقیب

    noun
  • طرف دعوی

    noun
  • مبارز

    noun
  • مخالف

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contendente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "contendente" با ترجمه به فارسی

  • اوراق کردن · جدال کردن · دعوی کردن · رقابت کردن · رقیب شدن · نزاع کردن
  • dar-giri · بحث و جدل · تخلف · تشدید · جدال · ستیزه · غوغا · مباحثه · مشاجره · منازعه · نزاع · هم ستیزی
اضافه کردن

ترجمه های "contendente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه