ترجمه "continuato" به فارسی
دائمی, متوالی, مداوم بهترین ترجمه های "continuato" به فارسی هستند.
continuato
verb
masculine
دستور زبان
-
دائمی
adjectiveIl vantaggio più importante è che questo è un mercato a domanda continua.
بزرگترین مزیت آن این است که بازار تقاضای دائمی دارد.
-
متوالی
adjectiveil continuo scontro di tattiche e contro-tattiche
برخورد متوالی تاکتیک و ضد تاکتیک
-
مداوم
adjectiveStabilite un atteggiamento di pentimento continuo, felice e gioioso facendo di esso il vostro stile di vita prescelto.
رفتاری مداوم، مبنی بر خوشحالی، توبۀ مسرت بخش ایجاد کرده و آنرا شیوۀ زندگی منتخب خود قراردهید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " continuato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "continuato" با ترجمه به فارسی
-
کومولاتور
-
فرضیه پیوستار
-
آبیاری پیوسته
-
روشنايي تپي · روشنايي نوبتي · روشنايي پيوسته · روشنايي گسيخته · رژیمهای نوری
-
مکانیک محیط های پیوسته
-
جریان برق مستقیم · جریان مستقیم
-
edâmé dâdan · pei-giri kardan · ادامه دادن
-
حلقه · حلقه زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن