ترجمه "contrastante" به فارسی
رقیب, مبارز, مخالف بهترین ترجمه های "contrastante" به فارسی هستند.
contrastante
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
رقیب
nounMa questo è coerente anche con teorie contrastanti.
اما این با تئوری رقیب هم منطبق است.
-
مبارز
noun -
مخالف
nounE solo un dato contrastante può gettare la vostra teoria alle ortiche.
و در مقابل، يه داده يا اطلاعات مخالف مي تونه تمام زحمات شما رو به باد بده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contrastante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contrastante" با ترجمه به فارسی
-
moghâyerat · tazâd · تخلف · تشدید · سرحد · مشاجرة · مشاجره · نزاع · کنتراست
-
کنتراست
-
مورد نزاع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن