ترجمه "controllo" به فارسی
kontrol, morâqebat, nezârat بهترین ترجمه های "controllo" به فارسی هستند.
controllo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Comprensione o comando di qualcosa a livello intellettuale. [..]
-
kontrol
-
morâqebat
-
nezârat
-
ترجمه های کمتر
- residegi
- بازدید
- بازرسی
- بازرسی کلی
- تعالی
- تفتیش
- سرپرستی
- سرکشی
- مداقه
- معاینه عمومی
- نظارت
- هدایت
- وارسی
- کنترل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " controllo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "controllo" با ترجمه به فارسی
-
نویسه کنترلی
-
کنترل آلودگی
-
تنظیم کننده · حاکم · حکمران · فرماندار · فرمانده
-
مديريت توليد · کنترلهای تولید
-
کنترلهای برچسبزنی
-
کنترل نماتود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن