ترجمه "convento" به فارسی
صومعه, khâneqâh, دیر بهترین ترجمه های "convento" به فارسی هستند.
convento
noun
masculine
دستور زبان
Luogo di residenza di una comunità religiosa.
-
صومعه
noun masculineLuogo di residenza di una comunità religiosa.
Dato che ero molto religiosa, l’idea di trascorrere un periodo in convento non mi dispiaceva affatto.
چون من هم دختری بسیار مذهبی بودم، دوست داشتم که برای مدتی در صومعه زندگی کنم.
-
khâneqâh
-
دیر
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- راهرو سرپوشیده
- مجمع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " convento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن