ترجمه "cookie" به فارسی

کلوچه, کوکی بهترین ترجمه های "cookie" به فارسی هستند.

cookie
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلوچه

    noun

    tipo di biscotto

    Non se avessi con me il mio Cookie Monster di peluche.

    اگه هیولا کلوچه ایم رو همرام میاوردم ، نمیترسیدم.

  • کوکی

    noun

    E poi entrereste in casa, vedreste un'immagine di Cookie Monster a cavallo di Mister Ed.

    و بعد وارد منزلتون میشید و تصویری از کوکی مانستر رو بالای آقای اِد میبینید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cookie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "cookie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه