ترجمه "coordinata" به فارسی
مختصات ترجمه "coordinata" به فارسی است.
coordinata
noun
adjective
particle
feminine
دستور زبان
Numero che rappresenta la posizione di un punto lungo una linea, un arco o un'altra figura unidimensionale.
-
مختصات
Anche se il trucchetto delle coordinate ha funzionato, dovrebbero perlustrare gran parte dell'oceano.
حتی اگه حقه امون با مختصات جواب داده باشه ، این اقیانوس واسه پوشش دادن خیلی بزرگه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coordinata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coordinata" با ترجمه به فارسی
-
مختصات تعمیمیافته
-
دستگاه مختصات سماوی
-
دستگاه مختصات گرانیگاهی
-
ارتفاع (ستارهشناسی)
-
دستگاه مختصات
-
دستگاه مختصات استوایی
-
دستگاه مختصات قطبی
-
زمان هماهنگ جهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن