ترجمه "corda" به فارسی
طناب, rismân, tanâb بهترین ترجمه های "corda" به فارسی هستند.
corda
noun
feminine
دستور زبان
-
طناب
nouninsieme di fili intrecciati
Ora vai a prendere quella corda e legala.
حالا برو اون طناب رو بيار و دست و پاش رو ببند.
-
rismân
-
tanâb
-
ترجمه های کمتر
- târ
- رسن
- ريسمان
- ریسمان
- عصب
- لافند
- وتر
- وتر دایره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Corda
Corda (geometria)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Corda" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Corda در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "corda"
عباراتی شبیه به "corda" با ترجمه به فارسی
-
سازهای زخمهای
-
اپيگلوت · حنجره · سوتك · طنابهاي صوتي · پردههای صوتی
-
ساز زهی · سازهای زهی
-
طناببازی
-
رجه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن