ترجمه "corna" به فارسی
شاخها, شاخ بهترین ترجمه های "corna" به فارسی هستند.
corna
noun
feminine
دستور زبان
-
شاخها
La meretrice cavalca una bestia selvaggia di colore scarlatto che ha sette teste e dieci corna.
این فاحشه بر حیوان وحشی قرمزرنگی سوار است که هفت سر و ده شاخ دارد.
-
شاخ
nounLa meretrice cavalca una bestia selvaggia di colore scarlatto che ha sette teste e dieci corna.
این فاحشه بر حیوان وحشی قرمزرنگی سوار است که هفت سر و ده شاخ دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corna" با ترجمه به فارسی
-
شاخهای فرعی
-
شاخ آفریقا
-
شیپور پست
-
شاخبری
-
شاخ طلایی
-
شاخبری
-
کر آنگله
-
شاخ طلایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن