ترجمه "corno" به فارسی

شاخ, بوق, shâkh بهترین ترجمه های "corno" به فارسی هستند.

corno noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخ

    noun

    La meretrice cavalca una bestia selvaggia di colore scarlatto che ha sette teste e dieci corna.

    این فاحشه بر حیوان وحشی قرمزرنگی سوار است که هفت سر و ده شاخ دارد.

  • بوق

    noun

    Quella regione a forma di corno è ciò che chiamiamo punto chiave.

    این ناحیه بوق شکل چیزی است که ما به آن نقطه شیرین می گوئیم.

  • shâkh

  • ترجمه های کمتر

    • کر
    • سرو
    • شاخ گوزن
    • شیپور
    • صدای شیپور
    • هورن
    • کرنا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corno " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Corno proper
+ اضافه کردن

"Corno" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Corno در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "corno"

عباراتی شبیه به "corno" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "corno" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه