ترجمه "corrispondente" به فارسی
gozâresh-gar, mokhber, خبرنگار بهترین ترجمه های "corrispondente" به فارسی هستند.
corrispondente
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
gozâresh-gar
-
mokhber
-
خبرنگار
nounIn questo modo, potremmo mandare il pezzo in stampa e tenerti come corrispondente.
اين کارو کن ، اون وقت ميتونيم چاپش کنيم و به عنوان خبرنگار هم نگه ات داريم.
-
ترجمه های کمتر
- دلال
- سمسار
- قابل توصیه
- مصلحتی
- مقتضی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corrispondente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corrispondente" با ترجمه به فارسی
-
دلال · سمسار
-
روش انتخاب نام منطبق
-
mokâtebé kardan · برابربودن · دست انداختن · طنز گفتن · معادله ساختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن